راستی...
![]()
که خب فرصت خوبی شد واسه دوستان که بیان و ... شعر بنویسن![]()
تبریک
حالا برگشتم....
این بازگشت پیروزمندانه رو به خودم و همون جمع قلیل دوستان تبریک میگم
بقیم که به ....
همین موقع ها....
باهاش آشنا شدم و نمیدونم چه حکمتی بود که بعد از ۱۰ روز جدا شیم...
نمیخوام شعار بدم ولی واقعا یه انسان دوست داشتنیه...
الان که شانس بودنش تو زندگیم تکرار شده حاضر نیستم به هیچ قیمتی تن به جدایی بدم...
این جلال منه:


زمان:۱۱/۲/۸۹ (دو روز بعد از تولدم)
مکان:جاده فشم - باغ پارسیان
بازیگران:(چپ به راست:) سمیرا-آرزو-شقایق خانم-شادااب-بهااره-مرجاانه-گارسون

هر رفتنی رسیدن نیست
ولی برای هر رسیدنی باید رفت....
تا کی رفتن و نرسیدن؟
تا کی شکست؟
اصلا کجا باید رفت؟
اصلا باید رفت؟
یا اصلا رسیدن مهمه؟؟
من میگم مهم رفتنه
این جادس که قشنگه نه مقصد
مقصد آخرشه
چرا عادت کردیم به عاقبت کارامون فکر کنیم؟
بعضی وقتا اینقدر محو انتهای جاده ایم که هیچی از بقیه ی راه نمی فهمیم
آخر همون انتهارم نمی بینیم آخه!
همش نگران آینده ایم
میدونین طبق نظریه ی دنیاهای موازی آینده و زمان کاملا بی معنین؟؟
اتفاقای اطراف ما از پیش تعیین شدن و همین الان که من نشستم اینجا و دارم این پست رو مینویسم شقایق فرضا ۲۵ ساله داره (برای مثال) غذا میخوره و...
من میگم:
هر رفتنی رسیدن نیست
و به امید رسیدن نباید رفت...
علی الخصوص با احساسای خارج از جو....
این آهنگ رو ۱ هفته پیش شنیدم و واقعا عاشقشم
بگذریم که جفت خواننده هاش نمونه ی دوست پسر مورد علا قه ی منن....
بی زحمت دانلود کنین
واسه خودتون میگم....

میگن فردای آدما وابسته به دغدغه ی امروزشونه....
دغدغه ی من خیلی مزخرفه!!
پس آیندمم مزخرفه؟؟؟
دغدغه ی شما چیه؟؟؟
اینم اینم از تفریحات سالم ما در جاده فشم در جست و جوی یک عدد(نفری یک عدد) پسر خووووووووب...
از چپ به راست:
سمیرا جوووون -دوستم
شقایق خانووووم-خودم
سیما جاااان-خواهر سمیرا-دوستم
زمان:۷/۱۱/۸۸
مناسبت:تولد میثم!!
موقعیت:۴ روز قبل از جدایی
f
u
c
k
